پيوندها
نويسندگان اندکی صبر فرشته روی من، ای آفتاب صبح بهار مرا به جان می از این آب آتشین دریاب! در زمانیکه محبت میان انسان ها سرد تراز زمستان و خشک تر از تابستان است دیگر گل ها نیز انگیزه ای برای روئیدن ندارند و دیگر انتظار روئیدن یک ساقه علف در کنار رود محال تر از پدیدار گشتن شوق نوری در چشم خفاش است! از زمانیکه زیبایی صداقت در ریا جلوه گر گشته؛ چاپلوسی بر خلق از خدمت بر خلق برتر و بشر از شیطان برای گناه حریص تر و از زمانیکه فضولات بر خون ارجح شده و به کودی باغ ها می توان پروراند و به سیل خونی گلی نمی توان رویاند و از زمانیکه بیدارکردن مردگان راحت تر از راه یافتن برای ره گم کردگان است و از زمانیکه مشکلات جوانان بلند تر از رویای آنان است؛ تاریک تر از خورشید، ظالم تر از قلم، آزاد تر از قفس، کوبنده تر از نگاه، آرام تر از طوفان، بیگناه تر از طناب دار و ارزان تر از انسان چیزی نمی توان یافت!
منتظر بقیه اش باشین...... . نظرات شما عزیزان: برچسب:, :: :: نويسنده : پارسا
![]() ![]() |