پيوندها
نويسندگان اندکی صبر فرشته روی من، ای آفتاب صبح بهار مرا به جان می از این آب آتشین دریاب! شما همراه زاده شدید و تا ابد همراه خواهید بود. برچسب:, :: :: نويسنده : پارسا
منتظرت خواهم ماند .... آرام تر از انتظار شب به پای سحر؛ مظلوم تر از انتظار محکوم به پای دار؛ خوشحال تر از انتظار جوجه برای پرواز؛ بی صبرانه تر از انتظار شیطان برای گناه؛ و امیدوار تر از انتظار انسان در بستر مرگ برای فرشته ی تجاتش! « پارسا » برچسب:, :: :: نويسنده : پارسا
آیا در مرداب ها گل لاله روئیدن خواهد گرفت؟ آیا رود ها در کام مرداب فرو رفتن خسته خواهند شد؟ آیا کسی در کلبه محزون زده شب، شادی شمعی خواهد افروخت ؟ آیا طناب داری در هنگام اعدام محکوم پاره خواهد شد؟ آیا در نمکزار وجود، چشمه شوقی جوشیدن خواهد گرفت؟ آیا از گوش کران پنبه، از چشم کوران پرده و از دست یلان دشنه افتادن خواهد گرفت؟ و آیا سیاست و صداقت همچون دو خط موازی در بی نهایت به هم خواهند رسید؟ ادامه مطلب ... برچسب:, :: :: نويسنده : پارسا
می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند؛ « دکتر شریعتی »
برچسب:, :: :: نويسنده : پارسا
عشق شاید قطره اشکی است از چشمی منتظر که بر قطعه عکسی نمیه سوخته می چکد. عشق شاید دستی باشد که به سوی دخترک کبریت فروش دراز می شود. عشق شاید گلوله باشد که بر سینه شهیدی لانه می گزیند. عشق شاید سری باشد که دقایقی غرق در اشک بر سجاده ای می نشیند. عشق شاید انتظاری باشد جلوی در اتاق عمل . عشق شاید آخرین جمله ای باشد که از دهان یک اعدامی بیرون می جهد. عشق شاید وفایی باشد که به دار خیانت کشیده می شود. عشق شاید آخرین فریادی باشد که در قفس حنجره جان می بازد. عشق شاید پدر خسته ای باشد که جلوی تلوزیون خوابش می برد. و..... عشق شاید بیداری صبورانه مادری باشد بر بالین فرزندش تا سحر. برچسب:, :: :: نويسنده : پارسا
صفحه قبل 1 صفحه بعد ![]() ![]() |